مقالات
25

آیا خواهان حکم جاهلیت هستید؟

آیا خواهان حکم جاهلیت هستید؟
مروری بر خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)

آیا خواهان حکم جاهلیت هستید؟

هیئت تحریریه فرزانه

از ویژگی شخصیت های معنوی و دینی، خاصیت الگودهی رفتاری آنهاست که گاه با گذشت زمان حتی الهام بخش تر نیز می شود. همه ساله این روزها به مناسبت ایام فاطمیه شاهد انتشار مقالاتی هستیم که به شخصیت زهرای مرضیه (س) می پردازند؛ با همین تاکید که ایشان به عنوان یک الگو و اسوه مطرح بوده اند. اگر چه کمتر مقاله و تحقیقی در این باره به جان مطلب نزدیک شده و همواره این سئوال باقی است که آیا الگوهای رفتاری و مثال بارزش حضرت زهرا می توانند ماورای زمان، قومیت و موقعیت جغرافیایی ارتباط خود را با جوامع حفظ کنند و همچنان اثرگذار باشند؟

به بیان دیگر برای برخی این سئوال مطرح است که پرداختن به شخصیت هایی از دور دست های تاریخ، چه مشکلی از امروز ما را حل می کند؟

صرف نظر از جنبه های اخلاقی و ارزشی آن بانو، اهمیت مقطع تاریخی دوران زندگی زهرا (س) که با بعثت شروع می شود و با ماجرای سقیفه و مصائب بعد از پیامبر (ص) به آخر می رسد، پاسخ مناسبی به این پرسش است. در واقع بخش مهمی از هویت و تاریخ ما تحت تاثیر برخورد حضرت زهرا با پدیده های اجتماعی و سیاسی جامعه اش می تواند باشد. رویه او فقط محدود به زنان و مباحث جنسیتی نبوده، بلکه مورد استفاده همه آحاد جامعه است.

از مهم ترین تلاش های زهرا (س)، چه در قالب سخنان باقی مانده از ایشان و چه گفتار مورخان، موضوع زدودن پیرایه ها و خرافات و حفظ اصالت دین است. خطبه های پرشور و پر مغز دختر پیامبر (ص) در مسجد مدینه، به خصوص خطبه معروف فدکیه مثال روشنی در این زمینه است. این خطبه با جنبه های قوی فلسفی، به اصل توحید و نقشی که اعتقاد به یگانگی خداوند می تواند در زندگی انسان ایفا کند اشارات قابل تاملی دارد؛ مانند ضرورت روشنی فکر و اندیشه در سایه توحید و اعتقاد به محاسبات الهی اعمال انسان و نیز مضرات و آسیب هایی که شرک بر شخصیت فرد و جامعه وارد می کند.

علاوه بر این با سخنانی از آن بانو روبرو هستیم که در عین غنای ادبی و رعایت احترام مخاطب، گلایه های سنگینی دارد از کسانی که غفلت ورزیدند و عهد شکستند. حضرت فاطمه (س) در حالی نسبت به خرافات، بدعت ها و انحرافات رخ داده در دین و جامعه هشدار می داد که به بهانه های واهی و ساختگی سعی می شد ایشان را به انزوا کشند. به همین جهت بر فدک که حق زهرا بود و می توانست پشتوانه حرکت های سیاسی و اجتماعی آن بانو باشد، دست انداختند. در مقابل نیز زهرا (س) از آنجا که این حرکات را سرآغاز انحرافی بزرگ از دین خدا می دید، با شجاعت وارد میدان مبارزه شد و دفاع از دین خدا را بر هر امری مقدم شمرد.

از همین رو ضرورت دارد در کنار تکریم و تمجید شخصیت های بزرگ، به تفکرات، موازین فکری، گفته ها و مبارزات اجتماعی و سیاسی آنان پرداخته شود. به همین دلیل در این شماره اقدام به انتشار خطبه فدکیه شده است.

روایات حاکی است که وقتی خبر غصب یا مصادره فدک به حضرت زهرا رسید، همراه گروهى از بانوان به سوى مسجد حرکت کرد و در آنجا با حضور جمعی از مردم سخنانی گفت که به خطبه فدکیه معروف شد:

وَ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، کَلِمَةٌ جَعَلَ الْاِخْلاصَ تَأْویلَها، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَها، وَ اَنارَ فِی التَّفَکُّرِ مَعْقُولَها، الْمُمْتَنِعُ عَنِ الْاَبْصارِ رُؤْیَتُهُ، وَ مِنَ الْاَلْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِنَ الْاَوْهامِ کَیْفِیَّتُهُ. اِبْتَدَعَ الْاَشْیاءَ لا مِنْ شَىْ‏ءٍ کانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَاَها بِلاَاحْتِذاءِ اَمْثِلَةٍ اِمْتَثَلَها، کَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ وَ ذَرَأَها بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حاجَةٍ مِنْهُ اِلى تَکْوینِها، وَ لا فائِدَةٍ لَهُ فی تَصْویرِها، اِلاَّ تَثْبیتاً لِحِکْمَتِهِ وَ تَنْبیهاً عَلی طاعَتِهِ، وَ اِظْهاراً لِقُدْرَتِهِ وَ تَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ، وَ اِعْزازاً لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوابَ عَلی طاعَتِهِ، وَ وَضَعَ الْعِقابَ عَلی مَعْصِیَتِهِ، ذِیادَةً لِعِبادِهِ مِنْ نِقْمَتِهِ وَ حِیاشَةً لَهُمْ اِلى جَنَّتِهِ. وَ اَشْهَدُ اَنَّ اَبی‏مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اِخْتارَهُ قَبْلَ اَنْ اَرْسَلَهُ، وَ سَمَّاهُ قَبْلَ اَنْ اِجْتَباهُ، وَ اصْطَفاهُ قَبْلَ اَنْ اِبْتَعَثَهُ، اِذ الْخَلائِقُ بِالْغَیْبِ مَکْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْاَهاویلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ، عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعالی بِمائِلِ الْاُمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَواقِعِ الْاُمُورِ.

گواهى می دهم که معبودى جز خدا نیست و او شریکى ندارد، این امر بزرگى است که اخلاص را تأویل آن و قلوب را متضمّن وصل آن ساخت و در پیشگاه تفکر و اندیشه شناخت آن را آسان کرد. خداوندى که چشم‏ها از دیدنش بازمانده، و زبان ها از وصفش ناتوان و اوهام و خیالات از درک او عاجز هستند.

موجودات را خلق فرمود بدون آنکه از ماده‌اى موجود شوند و آنها را پدید آورد بدون آنکه از قالبى تبعیّت کنند. آنها را به قدرت خویش ایجاد و به مشیّتش پدید آورد بی‌‏آنکه به ساختن آنها نیازى داشته باشد و در تصویرگرى آنها فایده‌‏اى برایش باشد، جز تثبیت حکمتش و آگاهى بر طاعتش و اظهار قدرت خود، و شناسایى راه عبودیت و گرامى داشت دعوتش. آنگاه بر طاعت خود پاداش و بر معصیتش عقاب مقرر داشت تا بندگانش را از نقمتش بازدارد و آنان را بسوى بهشت رهنمون کند.

و گواهى می دهم که پدرم محمّد، بنده و فرستاده خداست که قبل از فرستاده شدن او را انتخاب، و قبل از برگزیدن نام پیامبرى بر او نهاد و قبل از مبعوث شدن او را برانگیخت. آن هنگام که مخلوقات در حجاب غیبت بوده و در نهایت تاریکی‌ها به سر برده و در سر حد عدم و نیستى قرار داشتند، او را برانگیخت به خاطر علمش به عواقب کارها و احاطه‏‌اش به حوادث زمان و شناسایى کاملش به وقوع مقدّرات.

اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ، وَ عَزیمَةً عَلى اِمْضاءِ حُکْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقادیرِ رَحْمَتِهِ، فَرَأَى الْاُمَمَ فِرَقاً فی اَدْیانِها، عُکَّفاً عَلی نیرانِها، عابِدَةً لِاَوْثانِها، مُنْکِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفانِها. فَاَنارَ اللَّهُ بِاَبی‏ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و الِهِ ظُلَمَها، وَ کَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَها، وَ جَلى عَنِ الْاَبْصارِ غُمَمَها، وَ قامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدایَةِ، فَاَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغِوایَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعِمایَةِ، وَ هَداهُمْ اِلَى الدّینِ الْقَویمِ، وَ دَعاهُمْ اِلَى الطَّریقِ الْمُسْتَقیمِ. ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ اِلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَ اخْتِیارٍ، وَ رَغْبَةٍ وَ ایثارٍ، فَمُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و الِهِ مِنْ تَعَبِ هذِهِ الدَّارِ فی راحَةٍ، قَدْ حُفَّ بِالْمَلائِکَةِ الْاَبْرارِ وَ رِضْوانِ الرَّبِّ الْغَفَّارِ، وَ مُجاوَرَةِ الْمَلِکِ الْجَبَّارِ، صَلَّى اللَّهُ عَلی أَبی نَبِیِّهِ وَ اَمینِهِ وَ خِیَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ صَفِیِّهِ، وَ السَّلامُ عَلَیْهِ وَ رَحْمَةُاللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ.

او را برانگیخت تا امرش را کامل و حکم قطعى‌اش را امضا و مقدّراتش را اجرا نماید. آن حضرت امّت‌ها را دید که در آئین‌هاى مختلفى قرار داشته و در پیشگاه آتش‌هاى افروخته معتکف شده و بت‏‌هاى تراشیده شده را می پرستند و خداوندى که شناخت آن در فطرتشان قرار دارد را منکر می شوند. پس خداى بزرگ به وسیله پدرم محمد صلى اللَّه علیه و آله تاریکى‏‌ها را روشن و مشکلات قلب ها را برطرف و موانع رؤیت دیده‏‌ها را از میان برداشت. او با هدایت در میان مردم قیام کرده و آنان را از گمراهى رهانید و چشمانشان را بینا کرده و ایشان را به دین استوار و محکم رهنمون شد. او به راه راست دعوت نمود تا هنگامى که خداوند به سوى خود فراخواندش. فراخواندنى از روى مهربانى و آزادى و رغبت و میل. پس آن حضرت از رنج این دنیا در آسایش شد و فرشتگان نیکوکار گرداگرد او قرار گرفته، خشنودى پروردگار آمرزنده نیز او را فراگرفت و در جوار رحمتش قرار دارد. پس درود خدا بر پدرم، پیامبر و امینش و بهترین خلق و برگزیده‏‌اش باد و سلام و رحمت و برکات الهى بر او باد.

فیکُمْ، وَ عَهْدٍ قَدَّمَهُ اِلَیْکُمْ، وَ بَقِیَّةٍ اِسْتَخْلَفَها عَلَیْکُمْ: کِتابُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَ الْقُرْانُ الصَّادِقُ، و النُّورُ السَّاطِعُ وَ الضِّیاءُ اللاَّمِعُ، بَیِّنَةً بَصائِرُهُ، مُنْکَشِفَةً سَرائِرُهُ، مُنْجَلِیَةً ظَواهِرُهُ، مُغْتَبِطَةً بِهِ اَشْیاعُهُ، قائِداً اِلَى الرِّضْوانِ اِتِّباعُهُ، مُؤَدٍّ اِلَى النَّجاةِ اسْتِماعُهُ. بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللَّهِ الْمُنَوَّرَةُ، وَ عَزائِمُهُ الْمُفَسَّرَةُ، وَ مَحارِمُهُ الْمُحَذَّرَةُ، وَ بَیِّناتُهُ الْجالِیَةُ، وَ بَراهینُهُ الْکافِیَةُ، وَ فَضائِلُهُ الْمَنْدُوبَةُ، وَ رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَةُ، وَ شَرائِعُهُ الْمَکْتُوبَةُ. فَجَعَلَ اللَّهُ الْایمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً لَکُمْ عَنِ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِی الرِّزْقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلْاِخْلاصِ، وَ الْحَجَّ تَشْییداً لِلدّینِ، وَ الْعَدْلَ تَنْسیقاً لِلْقُلُوبِ، وَ طاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ، وَ اِما مَتَنا اَماناً لِلْفُرْقَةِ، وَ الْجِهادَ عِزّاً لِلْاِسْلامِ، وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتیجابِ الْاَجْرِ. وَ الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلِحَةً لِلْعامَّةِ، وَ بِرَّ الْوالِدَیْنِ وِقایَةً مِنَ السَّخَطِ، وَ صِلَةَ الْاَرْحامِ مَنْساءً فِی الْعُمْرِ وَ مَنْماةً لِلْعَدَدِ، وَ الْقِصاصَ حِقْناً لِلدِّماءِ، وَ الْوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْریضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکائیلِ وَ الْمَوازینِ تَغْییراً لِلْبَخْسِ. اَنْتُمْ عِبادَ اللَّهِ نُصُبُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ، وَ حَمَلَةُ دینِهِ وَ وَحْیِهِ، وَ اُمَناءُ اللَّهِ عَلى اَنْفُسِکُمْ، وَ بُلَغاؤُهُ اِلَى الْاُمَمِ، زَعیمُ حَقٍّ لَهُ.

شما اى بندگان خدا پرچمداران امر و نهى او، حاملان دین و وحى او، امین‌هاى خدا بر یکدیگر و مبلّغان او بسوى امّت‌ها هستید. زمامدار حق در میان شما بوده و پیمانى است که از پیشاپیش به سوى شما فرستاده و باقیمانده‏‌اى است که براى شما باقى گذارده و آن کتاب گویاى الهى و قرآن راستگو و نور فروزان و شعاع درخشان است که بیان و حجّت‌هاى آن روشن، اسرار باطنى آن آشکار و ظواهر آن جلوه‏‌گر است. پیروان آن مورد غبطه جهانیان بوده و تبعیّت از او خشنودى الهى را باعث مى‏شود و شنیدن آن راه نجات است. به وسیله آن مى‏‌توان به حجّت‌هاى نورانى الهى و واجباتى که تفسیر شده و محرّماتى که از ارتکاب آن منع شده و نیز به گواهی‌هاى روشنش و برهان‌هاى کافی اش و فضائل پسندیده‏‌اش و رخصت‌هاى بخشیده شده‏‌اش و قوانین واجبش دست یافت.

پس خداى بزرگ ایمان را براى پاک کردن شما از شرک و نماز را براى پاک شدن شما از تکبّر و زکات را براى تزکیه نفس و افزایش روزى و روزه را براى تثبیت اخلاص و حج را براى استحکام دین و عدالت‏‌ورزى را براى التیام قلب‌ها و اطاعت خاندان را براى نظم یافتن ملت‌ها و امامت ما را براى رهایى از تفرقه و جهاد را براى عزت اسلام و صبر را براى کمک در به دست آوردن پاداش قرار داد.

وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَ اجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْکَ السِّرْقَةِ ایجاباً لِلْعِصْمَةِ، وَ حَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْکَ اِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبوُبِیَّةِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاَّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اَطیعُوا اللَّهَ فیما اَمَرَکُمْ بِهِ وَ نَهاکُمْ عَنْهُ، فَاِنَّهُ اِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ. 

اَیُّهَا النَّاسُ!

اِعْلَمُوا اَنّی فاطِمَةُ وَ اَبی‏مُحَمَّدٌ، اَقُولُ عَوْداً وَ بَدْءاً، وَ لا اَقُولُ ما اَقُولُ غَلَطاً، وَ لا اَفْعَلُ ما اَفْعَلُ شَطَطاً، لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ. فَاِنْ تَعْزُوهُ وَتَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ اَبی دُونَ نِسائِکُمْ،وَ اَخَا ابْنِ عَمّی دُونَ رِجالِکُمْ، وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِىُّ اِلَیْهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ. فَبَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعاً بِالنَّذارَةِ، مائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِکینَ، ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَکْظامِهِمْ، داعِیاً اِلى سَبیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَةِ و الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، یَجُفُّ الْاَصْنامَ وَ یَنْکُثُ الْهامَّ، حَتَّى انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَ لَّوُا الدُّبُرَ.

امر به معروف را براى مصلحت جامعه و نیکى به پدر و مادر را براى رهایى از غضب الهى و صله ارحام را براى طولانى شدن عمر و قصاص را وسیله حفظ خون‌ها و وفاى به نذر را براى مغفرت الهى و دقت در وزن را براى رفع کم ‏‌فروشى مقرر فرمود. نهى از شراب خوارى را براى پاکیزگى از زشتى و حرام بودن نسبت ناروا را براى عدم دورى از رحمت الهى و ترک دزدى را براى پاکدامنى قرار داد و شرک را حرام کرد تا در یگانه‏‌پرستى خالص شوند.

پس آن گونه که شایسته است از خدا بترسید و از دنیا نروید جز آنکه مسلمان باشید. خدا را در آنچه بدان امر کرده و از آن بازداشته اطاعت کنید که فقط دانشمندان از خاک مى‏‌ترسند.

اى مردم،

بدانید که من فاطمه و پدرم محمد است. آنچه ابتدا گویم در پایان نیز می‌گویم. گفتارم غلط نبوده و ظلمى در آن نیست. پیامبرى از میان شما برانگیخته شد که رنج‌هاى شما بر او گران آمده و دلسوز بر شما و بر مؤمنان مهربان و عطوف بود. پس اگر او را بشناسید می‌دانید که او پدر من بوده و چه نیکو بزرگوارى است آنکه من این نسبت را به او دارم. رسالت خود را با انذار انجام داد، از پرتگاه مشرکان کناره‏‌گیرى کرد، شمشیر بر آنها کشید و با حکمت و پند و اندرز نیکو به سوى پروردگارشان دعوت کرد. بت‌ها را نابود ساخت و کینه‏‌توزان را بر جای خود نشاند تا جمع شان منهزم شده و از میدان گریختند.

حَتَّى تَفَرََّى اللَّیْلُ عَنْ صُبْحِهِ، وَ اَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ، و نَطَقَ زَعیمُ‏الدّینِ، وَ خَرَسَتْ شَقاشِقُ الشَّیاطینِ، وَ طاحَ وَ شیظُ النِّفاقِ، وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْکُفْرِ وَ الشَّقاقِ، وَ فُهْتُمْ بِکَلِمَةِ الْاِخْلاصِ فی نَفَرٍ مِنَ الْبیضِ الْخِماصِ. وَ  کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَةَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَةَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَةَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِی‏ءَ الْاَقْدامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ، اَذِلَّةً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ، فَاَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی، وَ بَعْدَ اَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجالِ، وَ ذُؤْبانِ الْعَرَبِ، وَ مَرَدَةِ اَهْلِ الْکِتابِ. کُلَّما اَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ اَطْفَأَهَا اللَّهُ، اَوْ نَجَمَ قَرْنُ الشَّیْطانِ، اَوْ فَغَرَتْ فاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ، قَذَفَ اَخاهُ فی لَهَواتِها، فَلا یَنْکَفِی‏ءُ حَتَّى یَطَأَ جِناحَها بِأَخْمَصِهِ، وَ یَخْمِدَ لَهَبَها بِسَیْفِهِ، مَکْدُوداً فی ذاتِ اللَّهِ، مُجْتَهِداً فی اَمْرِ اللَّهِ، قَریباً مِنْ رَسُولِ‏اللَّهِ، سَیِّداً فی اَوْلِیاءِ اللَّهِ، مُشَمِّراً ناصِحاً مُجِدّاً کادِحاً، لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةَ لائِمٍ.وَ اَنْتُمَ فی رَفاهِیَّةٍ مِنَ الْعَیْشِ، و ادِعُونَ فاکِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ، وَ تَتَوَکَّفُونَ الْاَخْبارَ، وَ تَنْکُصُونَ عِنْدَ النِّزالِ، وَ تَفِرُّونَ مِنَ الْقِتالِ.

تا آنگاه که صبح روشن از پرده شب برآمد و حق نقاب از چهره برکشید، زمامدار دین به سخن درآمد و فریاد شیطان‌ها خاموش شد. خار نفاق از سر راه برداشته و گره‏‌هاى کفر و تفرقه از هم گشوده و دهان‌هاى شما به کلمه اخلاص باز شد، در میان گروهى که سپیدرو و شکم به پشت چسبیده بودند. شما بر کناره پرتگاهى از آتش و در معرض طمع طمّاعان قرار داشتید. همچون آتشی بودید که خاموش مى‌‏شد، لگدکوب روندگان بودید، از آبى مى‏‌نوشیدید که شتران آن را آلوده کرده بودند و از پوست درختان به عنوان غذا استفاده مى‏‌کردید. خوار و مطرود بودید، مى‌‏ترسیدید مردمانى که در اطراف شما بودند بربایندتان. تا خداى تعالى بعد از چنین حالاتى شما را به دست آن حضرت نجات داد. بعد از آنکه از دست قدرتمندان و گرگ‌هاى عرب و سرکشان اهل کتاب ناراحتی‌ها کشیدید.

هرگاه آتش جنگ برافروختند، خداوند خاموشش کرد یا هر گاه که شیطان سر برآورد یا اژدهایى از مشرکین دهان بازکرد، پیامبر برادرش را در کام آن افکند. او تا زمانى که سر آنان به زمین نمى‌خورد و آتش آنها به آب شمشیرش خاموش نمى‌شد باز نمى‏‌گشت. فرسوده از تلاش در راه خدا، کوشیده در امر او، نزدیک به پیامبر خدا، سرورى از اولیاء الهى، دامن به کمر بسته، نصیحت‏گر، تلاشگر و ساعی بود و در راه خدا از ملامت ملامت‏‌کننده نمى‏‌هراسید. این در هنگامه‏‌اى بود که شما در آسایش زندگى مى‏‌کردید، در مهد امن متنعّم بودید و در انتظار به سر مى‌‏بردید تا ناراحتى‌‏ها ما را در بر گیرد. گوش به زنگ اخبار بودید و هنگام کارزار عقب گرد و به هنگام نبرد فرار می کردید.

فَلَمَّا اِختارَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ دارَ اَنْبِیائِهِ وَ مَأْوى اَصْفِیائِهِ، ظَهَرَ فیکُمْ حَسْکَةُ النِّفاقِ، وَ سَمَلَ جِلْبابُ الدّینِ، وَ نَطَقَ کاظِمُ الْغاوینَ، وَ نَبَغَ خامِلُ الْاَقَلّینَ، وَ هَدَرَ فَنیقُ الْمُبْطِلینَ، فَخَطَرَ فی عَرَصاتِکُمْ، وَ اَطْلَعَ الشَّیْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ، هاتِفاً بِکُمْ، فَأَلْفاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ، وَ لِلْغِرَّةِ فیهِ مُلاحِظینَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَکُمْ فَوَجَدَکُمْ خِفافاً، وَ اَحْمَشَکُمْ فَاَلْفاکُمْ غِضاباً، فَوَسَمْتُمْ غَیْرَ اِبِلِکُمْ، وَ وَرَدْتُمْ غَیْرَ مَشْرَبِکُمْ. هذا، وَ الْعَهْدُ قَریبٌ، وَالْکَلْمُ رَحیبٌ، وَ الْجُرْحُ لَمَّا یَنْدَمِلُ، وَ الرَّسُولُ لَمَّا یُقْبَرُ، اِبْتِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ، اَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا، وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینَ.فَهَیْهاتَ مِنْکُمْ، وَ کَیْفَ بِکُمْ، وَ اَنَّى تُؤْفَکُونَ، وَ کِتابُ اللَّهِ بَیْنَ اَظْهُرِکُمْ، اُمُورُهُ ظاهِرَةٌ، وَ اَحْکامُهُ زاهِرَةٌ، وَ اَعْلامُهُ باهِرَةٌ، و زَواجِرُهُ لائِحَةٌ، وَ اَوامِرُهُ واضِحَةٌ، وَ قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُمْ، أَرَغْبَةً عَنْهُ تُریدُونَ؟ اَمْ بِغَیْرِهِ تَحْکُمُونَ؟ بِئْسَ لِلظَّالمینَ بَدَلاً، وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْاِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ، وَ هُوَ فِی الْاخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینِ.

آن گاه که خداوند براى پیامبرش خانه انبیاء و آرامگاه اصفیاء را برگزید، علائم نفاق در شما ظاهر گشت و جامه دین کهنه و سکوت گمراهان شکسته و پست رتبه‏‌گان با قدر و منزلت شده و شتر نازپرورده اهل باطل به صدا درآمد، وارد خانه‏‌های شما شد و شیطان سر خویش را از مخفى‌‏گاه خود بیرون آورد و شما را فراخواند. مشاهده کرد پاسخگوى دعوت او هستید و براى فریب خوردن آماده‌اید. آنگاه از شما خواست که قیام کنید و مشاهده کرد که به آسانى این کار را انجام مى‌‏دهید. شما را به غضب واداشت و دید غضبناک هستید. پس بر شتران دیگران نشان زدید و بر آبى که سهم شما نبود وارد شدید.

در حالى که هنوز زمانى نگذشته بود، شکاف زخم هنوز وسیع بود و جراحت التیام نیافته، و پیامبر به قبر سپرده نشده بود. بهانه آوردید که از فتنه مى‌‏هراسید، آگاه باشید که در فتنه قرار گرفته‏‌اید و به راستى جهنم کافران را احاطه کرده است. این کار از شما بعید بود و چطور این کار را کردید، به کجا روى مى‌‏آورید، در حالى که کتاب خدا رویاروى شماست، امورش روشن و احکامش درخشان و علائم هدایتش ظاهر و محرّماتش هویدا و اوامرش واضح است. ولى آن را پشت سر انداختید، آیا بى‌‏رغبتى به آن را خواهانید؟ یا به غیر قرآن حکم مى‌‏کنید؟ که این براى ظالمان بدل بدى است. هر که غیر از اسلام دینى را جویا باشد از او پذیرفته نشده و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.

ثُمَّ لَمْ تَلْبَثُوا اِلى رَیْثَ اَنْ تَسْکُنَ نَفْرَتَها، وَ یَسْلَسَ قِیادَها،ثُمَّ اَخَذْتُمْ تُورُونَ وَ قْدَتَها، وَ تُهَیِّجُونَ جَمْرَتَها، وَ تَسْتَجیبُونَ لِهِتافِ الشَّیْطانِ الْغَوِىِّ، وَ اِطْفاءِ اَنْوارِالدّینِ الْجَلِیِّ، وَ اِهْمالِ سُنَنِ النَّبِیِّ الصَّفِیِّ، تُسِرُّونَ حَسْواً فِی ارْتِغاءٍ، وَ تَمْشُونَ لِاَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ فِی الْخَمَرِ وَ الضَّرَّاءِ، وَ نَصْبِرُ مِنْکُمْ عَلى مِثْلِ حَزِّ الْمَدى، وَ وَخْزِالسنان‏فى‏الحشا.وَ اَنْتُمُ الانَ تَزَْعُمُونَ اَنْ لا اِرْثَ لَنا أَفَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ تَبْغُونَ، وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَومٍ یُوقِنُونَ، أَفَلا تَعْلَمُونَ؟ بَلى، قَدْ تَجَلَّى لَکُمْ کَالشَّمْسِ الضَّاحِیَةِ أَنّی اِبْنَتُهُ.اَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَاُغْلَبُ عَلى اِرْثی؟ یَابْنَ اَبی‏قُحافَةَ! اَفی کِتابِ اللَّهِ تَرِثُ اَباکَ وَ لا اَرِثُ اَبی؟ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً فَرِیّاً، اَفَعَلى عَمْدٍ تَرَکْتُمْ کِتابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُمْ، إذْ یَقُولُ «وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ» وَ قالَ فیما اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ زَکَرِیَّا اِذْ قالَ: «فَهَبْ لی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِنْ الِ‏یَعْقُوبَ»، وَ قالَ: «وَ اوُلُوا الْاَرْحامِ بَعْضُهُمْ اَوْلی ببَعْضٍ فی کِتابِ اللَّهِ»، وَ قالَ «یُوصیکُمُ اللَّهُ فی اَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْاُنْثَیَیْنِ»، وَ قالَ «اِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةَ لِلْوالِدَیْنِ وَالْاَقْرَبَیْنِ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقینَ». وَ زَعَمْتُمْ اَنْ لا حَظْوَةَ لی، وَ لا اَرِثُ مِنْ اَبی، وَ لا رَحِمَ بَیْنَنا، اَفَخَصَّکُمُ اللَّهُ بِایَةٍ اَخْرَجَ اَبی مِنْها؟ اَمْ هَلْ تَقُولُونَ: اِنَّ اَهْلَ مِلَّتَیْنِ لا یَتَوارَثانِ؟ اَوَ لَسْتُ اَنَا وَ اَبی مِنْ اَهْلِ مِلَّةٍ واحِدَةٍ؟ اَمْ اَنْتُمْ اَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْانِ وَ عُمُومِهِ مِنْ اَبی وَابْنِ عَمّی؟ فَدُونَکَها مَخْطُومَةً مَرْحُولَةً تَلْقاکَ یَوْمَ حَشْرِکَ. فَنِعْمَ الْحَکَمُ اللَّهُ، وَ الزَّعیمُ مُحَمَّدٌ، وَ الْمَوْعِدُ الْقِیامَةُ، وَ عِنْدَ السَّاعَةِ یَخْسِرُ الْمُبْطِلُونَ، وَ لا یَنْفَعُکُمْ اِذْ تَنْدِمُونَ، وَ لِکُلِّ نَبَأٍ مُسْتَقَرٌّ، وَ لَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتیهِ عَذابٌ یُخْزیهِ، وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقیمٌ.

آن گاه به اندازه ای درنگ نکردید که این دل رمیده آرام گیرد و تحمل آن سهل شود. پس آتش‏گیره‏ ها را افروخته‌‏تر کرده و به آتش دامن زدید تا آن را شعله‏‌ور سازید و براى اجابت نداى شیطان و براى خاموش کردن انوار دین روشن خدا و از بین بردن سنن پیامبر برگزیده آماده بودید. به بهانه خوردن، کف شیر را زیر لب پنهان می‌خورید و براى خانواده و فرزندان او در پشت تپه‏‌ها و درختان کمین گرفته و راه مى‌‏رفتید و ما باید بر این امور که همچون خنجر برّان و فرورفتن نیزه در میان شکم است، صبر کنیم. شما اکنون گمان می‌برید که براى ما ارثى نیست. آیا خواهان حکم جاهلیت هستید؟ و براى اهل یقین چه حکمى بالاتر از حکم خداوند است؟ آیا نمی دانید؟ در حالى که براى شما همانند آفتاب درخشان روشن است که من دختر او هستم. اى مسلمانان! آیا سزاوار است که ارث پدرم را از من بگیرند؟ اى پسر ابی قحافه، آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببرى و من از ارث پدرم محروم باشم؟ امر تازه و زشتى آوردى. آیا آگاهانه کتاب خدا را ترک کرده و پشت سر می اندازید؟ آیا قرآن نمی‌گوید «سلیمان از داود ارث برد» و در مورد خبر زکریا آنگاه که گفت: «پروردگار مرا فرزندى عنایت فرما تا از من و خاندان یعقوب ارث برد» و فرمود: «و خویشاوندان رحمى به یکدیگر سزاوارتر از دیگرانند» و فرمود: «خداى تعالى به شما درباره فرزندان سفارش مى‌‏کند که بهره پسر دو برابر دختر است» و مى‌‏فرماید: «هنگامى که مرگ یکى از شما فرارسد بر شما نوشته شده که براى پدران و مادران و نزدیکان وصیت کنید، و این حکم حقّى است براى پرهیزگاران». شما گمان مى‌‏برید که مرا بهره‌‏اى نبوده و سهمى از ارث پدرم ندارم؟ آیا خداوند آیه‌‏اى به شما نازل کرده که پدرم را از آن خارج ساخته؟ یا می‌گوئید: اهل دو دین از یکدیگر ارث نمی‌برند؟ آیا من و پدرم را از اهل یک دین نمی‌دانید؟ و یا شما به عام و خاص قرآن از پدر و پسرعمویم آگاه تر هستید؟ اینک این تو و این شتر، شترى مهار زده و رحل نهاده شده، برگیر و ببر. با تو در روز رستاخیز ملاقات خواهد کرد.

چه نیک داورى است خداوند، و نیکو دادخواهى است پیامبر و چه نیکو وعده‏‌گاهى است قیامت. در آن ساعت و آن روز اهل باطل زیان می برند و پشیمانى به شما سودى نمی‌رساند و براى هر خبرى قرارگاهى است. پس خواهید دانست که عذاب خوار کننده بر سر چه کسى فرود خواهد آمد و عذاب جاودانه که را شامل می‌شود.

یا مَعْشَرَ النَّقیبَةِ وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ وَ حَضَنَةَ الْاِسْلامِ! ما هذِهِ الْغَمیزَةُ فی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتی؟ اَما کانَ رَسُولُ‏اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ اَبی یَقُولُ: «اَلْمَرْءُ یُحْفَظُ فی وُلْدِهِ»، سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ وَ عَجْلانَ ذا اِهالَةٍ، وَ لَکُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ، وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ.اَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ؟ فَخَطْبٌ جَلیلٌ اِسْتَوْسَعَ وَ هْنُهُ، وَاسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ، وَ انْفَتَقَ رَتْقُهُ، وَ اُظْلِمَتِ الْاَرْضُ لِغَیْبَتِهِ، وَ کُسِفَتِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ انْتَثَرَتِ النُّجُومُ لِمُصیبَتِهِ، وَ اَکْدَتِ الْامالُ، وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ، وَ اُضیعَ الْحَریمُ، وَ اُزیلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَماتِهِ.فَتِلْکَ وَاللَّهِ النَّازِلَةُ الْکُبْرى وَ الْمُصیبَةُ الْعُظْمى، لامِثْلُها نازِلَةٌ، وَ لا بائِقَةٌ عاجِلَةٌ اُعْلِنَ بِها، کِتابُ اللَّهِ جَلَّ ثَناؤُهُ فی اَفْنِیَتِکُمْ، وَ فی مُمْساکُمْ وَ مُصْبِحِکُمْ، یَهْتِفُ فی اَفْنِیَتِکُمْ هُتافاً وَ صُراخاً وَ تِلاوَةً وَ اَلْحاناً، وَ لَقَبْلَهُ ما حَلَّ بِاَنْبِیاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ، حُکْمٌ  فَصْلٌ وَ قَضاءٌ حَتْمٌ.«وَ ما مُحَمَّدٌ اِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ اَفَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِى اللَّهُ شَیْئاً وَ سَیَجْزِى اللَّهُ الشَّاکِرینَ». 

ایهاً بَنی‏قیلَةَ! ءَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنْتَدى وَ مَجْمَعٍ، تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَةُ وَ تَشْمَلُکُمُ الْخُبْرَةُ، وَ اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّةِ وَ الْاَداةِ وَ الْقُوَّةِ، وَ عِنْدَکُمُ السِّلاحُ وَ الْجُنَّةُ، تُوافیکُمُ الدَّعْوَةُ فَلا تُجیبُونَ، وَ تَأْتیکُمُ الصَّرْخَةُ فَلا تُغیثُونَ، وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلاحِ، وَ النُّخْبَةُ الَّتی انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیَرَةُ الَّتِی اخْتیرَتْ لَنا اَهْلَ الْبَیْتِ.

قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ، وَ ناطَحْتُمُ الْاُمَمَ، وَ کافَحْتُمُ الْبُهَمَ، لا نَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ، حَتَّى اِذا دارَتْ بِنا رَحَى الْاِسْلامِ، وَ دَرَّ حَلَبُ الْاَیَّامِ، وَ خَضَعَتْ نُعْرَةُ الشِّرْکِ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَةُ الْاِفْکِ، وَ خَمَدَتْ نیرانُ الْکُفْرِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَةُ الْهَرَجِ، وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ، فَاَنَّى حِزْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ، وَاَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ، وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ، وَاَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الْایمانِ؟ بُؤْساً لِقَوْمٍ نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ، وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ، اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ. اَلا، وَ قَدْ أَرى اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ، وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ، وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ، وَ نَجَوْتُمْ بِالضّیقِ مِنَ السَّعَةِ، فَمَجَجْتُمْ ما وَعَبْتُمْ، وَ دَسَعْتُمُ الَّذى تَسَوَّغْتُمْ، فَاِنْ تَکْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْاَرْضِ جَمیعاً فَاِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ.اَلا، وَ قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ هذا عَلى مَعْرِفَةٍ مِنّی بِالْخِذْلَةِ الَّتی خامَرْتُکُمْ، وَ الْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُکُمْ، وَ لکِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْظِ، وَ حَوَزُ الْقَناةِ، وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ، وَ تَقْدِمَةُ الْحُجَّةِ، فَدُونَکُمُوها فَاحْتَقِبُوها دَبِرَةَ الظَّهْرِ، نَقِبَةَ الْخُفِّ، باقِیَةَ الْعارِ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ الْجَبَّارِ وَ شَنارِ الْاَبَدِ، مَوْصُولَةً بِنارِ اللَّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتی تَطَّلِعُ عَلَى الْاَفْئِدَةِ.فَبِعَیْنِ اللَّهِ ما تَفْعَلُونَ، وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ، وَ اَنَا اِبْنَةُ نَذیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَىْ عَذابٌ شَدیدٌ، فَاعْمَلُوا اِنَّا عامِلُونَ، وَ انْتَظِرُوا اِنَّا مُنْتَظِرُونَ.

اى گروه نقباء و اى بازوان ملت، اى حافظان اسلام، این ضعف و غفلت در مورد حق من و این سهل‏ انگارى از دادخواهى من چرا؟ آیا پدرم پیامبر نمی‌فرمود: «حرمت هر کسی در فرزندان او حفظ می‌شود»؟ چه به سرعت مرتکب این اعمال شدید و چه زود آب از دهان و دماغ این بز لاغر فروریخت. در صورتى که شما را طاقت و توان بر آنچه در راه آن می‌کوشیم و نیرو براى حمایت من در این مطالبه و قصدم هست. آیا تنها می‌گوئید محمد صلى اللَّه علیه و آله به درود حیات گفت؟ این مصیبتى است بزرگ و در نهایت وسعت، شکاف آن بسیار و زمین در غیاب او سراسر تاریک شد و ستارگان بی‌فروغ و آرزوها به نا امیدى گرائید، کوه‌ها از جاى فروریخت، حرمت‌ها پایمال شد و احترامى براى کسى پس از وفات او باقى نماند. 

به خدا سوگند که این مصیبت بزرگ تر و بلیّه عظیم‏تر است که همچون آن مصیبتى نبوده و بلاى جانگدازى در این دنیا به پایه آن نمی رسد. کتاب خدا آن را آشکار کرده است، کتاب خدایى که در خانه‏‌های شما و در مجالس شبانه و روزانه شما آرام و بلند و با تلاوت آن را مى‌‏خوانید. این بلائى است که پیش از این به انبیاء و فرستاده شدگان وارد شده است، حکمى است حتمى و قضائى است قطعى. خداوند می فرماید: محمد پیامبرى است که پیش از وى پیامبران دیگرى درگذشتند، پس اگر او بمیرد و یا کشته شود به عقب برمى‌‏گردید، و آن کسی که به عقب برگردد به خدا زیانى نمی‌رساند و خدا شکرکنندگان را پاداش خواهد داد. اى پسران قیله- گروه انصار- آیا نسبت به میراث پدرم مورد ظلم واقع شوم در حالى که مرا می‌بینید و سخن مرا می شنوید و داراى انجمن و اجتماع هستید؟ صداى دعوت مرا همگان شنیده و از حالم آگاهى دارید و داراى نفرات و ابزار و قوه‏ هستید. نزد شما اسلحه و زره و سپر هست و صداى دعوت من به شما می رسد. ولى جواب نمی‌دهید و ناله فریاد خواهی ام را شنیده، ولى به فریادم نمی رسید. در حالى که به شجاعت معروف و به خیر و صلاح موصوف هستید و شما برگزیدگانى بودید که انتخاب و منتخبانى که براى ما اهل‏بیت برگزیده شدید. با عرب پیکار کرده و متحمّل رنج و شدت‌ شدید. همواره فرمانده بود و شما فرمانبردار تا آسیاى اسلام به گردش افتاد، و پستان روزگار به شیر آمد و نعره‏ هاى شرک‏ آمیز خاموش شد. دیگ طمع و تهمت از جوش افتاد و آتش کفر خاموش و نداى هرج و مرج آرام گرفت و نظام دین ردیف شد. پس چرا بعد از اقرارتان به ایمان حیران شده و پس از آشکارى، خود را مخفى کردید و بعد از پیشقدمى عقب نشستید و بعد از ایمان شرک آوردید؟ واى بر گروهى که بعد از بستن پیمان، آن را شکستند و خواستند پیامبر را اخراج کنند. با آنکه آنان جنگ را آغاز کردند آیا از آنان هراس دارید در حالى که خدا سزاوار است که از او بهراسید اگر مؤمنید. آگاه باشید مى‌‏بینم که به تن‏آسائى جاودانه دل داده و کسى را که سزاوار زمامدارى بود دور ساخته‏‌اید. با راحت‌‏طلبى خلوت کرده و از تنگناى زندگى به فراخناى آن رسیده‏‌اید و در اثر آن هر چه را حفظ کرده بودید از دهان بیرون ریختیدو آنچه را فرو برده بودید بازگرداندید. پس بدانید اگر شما و هر که در زمین است کافر شوید، خداى بزرگ از همگان بى‌‏نیاز و ستوده است. آگاه باشید آنچه گفتم با شناخت کامل بود، به سستى پدید آمده در اخلاق شما و بى‏‌وفایى و نیرنگ ایجاد شده در قلوب شما. لیکن اینها جوشش دل اندوهگین و بیرون ریختن خشم و غضب است و آنچه قابل تحمّل نیست جوشش سینه‏‌ام و بیان دلیل و برهان. پس، خلافت را بگیرید. ولى بدانید که پشت شتر خلافت زخم است و پاى آن سوراخ و تاول‏‌دار، عار و ننگش باقى و نشان از غضب خدا و ننگ ابدى دارد و به آتش شعله‌‏ور خدا که بر قلب ها احاطه مى‌‏یابد متصل است. آنچه مى‌‏کنید در برابر چشم بیناى خداوند قرار داشته و آنان که ستم کردند به زودى مى‌‏دانند به کدام بازگشتگاهى بازخواهند گشت. من دختر کسى هستم که شما را از عذاب دردناک الهى که در پیش دارید خبر داد. پس هرچه خواهید بکنید و ما هم کار خود را مى‏‌کنیم و شما منتظر بمانید و ما هم در انتظار به سر مى‌‏بریم. 


- منبع متن و ترجمه خطبه: سایت تبیان

(http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=204804)
تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (19)
کد خبر: 25
  • آیا خواهان حکم جاهلیت هستید؟

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت